معرفی کتاب, نقد کتاب

معرفی کتاب مردی به نام اوه

معرفی کامل ” کتاب مردی به نام اوه “| نوشته فردریک بکمن | ترجمه فرشته افسری | انتشارات آسو

کتاب مردی به نام اوه

وقتی کتاب رو باز می کنیم جمله ای از مجله آلمانی اشپیگل به چشم میخورد:

کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.

شاید وقتی با این چنین جمله  ای روبه رو شوید به نحوی ذهنیت بدی نسبت به آن پیدا کنید. و فکر کنید صرفا به خاطر تبلیغات می باشد.

اما وقتی شروع به خواندن کتاب می کنید ، در همان صفحات اول – وقتی که اوه می خواهد یک آی پد بخرد –  جذب شخصیت اوه  گشته و  وقتی بیشتر جلو می روید احتمالا جمله مجله اشپیگل زیاد به نظرتان بی ربط نیاید.

رمان مردی به نام اوه عنوان اولین کتاب فردریک بک من است که به سی زبان دنیا ترجمه شده و به عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال سوئد معروف شده است و در ایران نیز با ترجمه فرشته افسری و توسط انتشرات آسو  به چاپ رسیده است. با معرفی این کتاب جذاب که از پرفروش‌ترین‌های سایت آمازون در سال ۲۰۱۶ نیز به حساب می آید شما را با دنیای نویسندگی فردریک بک من آشنا کنیم.

شما می توانید این کتاب را در اولین خریدتان با ۶۰٪ تخفیف یعنی ۶۶۰۰۰ تومان ارزان ‌تر , از انتشارات آسو  بخرید!

خلاصه کتاب مردی به نام اوه

داستان مردی به نام اوه زندگی پیرمرد ۵۹ ساله ای را به تصویر کشیده است که به علت کهولت سن از محل کارش اخراج شده و چند سالی است به عنوان مدیر محله تمام فعالیت های محله را زیر نظر دارد تا همه چیز به نحو احسن پیش برود. همسایه ها این پیرمرد را به عنوان یک مرد خشن و عبوس می شناسند چرا که همیشه اوه با همسایه ها به دلیل رعایت نکردن نظم و یا آوردن ماشین اضافه داخل محل بحث می کند. اما کسی از سرنوشت و زندگی اوه، این پیرمرد خسته و عبوس ندارد. چه کسی می داند که او بعد از فوت همسری که زندگی عاشقانه و خاصی را با او پشت سر گذاشته است چه رنجی کشیده است و چرا دیگر توان ادامه زندگی بدون همسرش را ندارد؟

برای خرید  کتاب ” مردی به نام اوه ” اینجا رو کلیک کن.

اوه بعد از فوت همسرش سونیا، به آدمی خشن و عبوس تبدیل می شود و رابطه خود را از همه اطرافیان و حتی همسایه های خود دور می کند. اوه بارها اقدام به خودکشی کرده و هر بار بنا به علت های غیر قابل باوری خودکشی نام کامی داشته است اما فکر مرگ هیچ گاه از ذهنش بیرون نمی رود. اما این تمام ماجرا نیست چرا که با ورود یک همسایه مهاجر جدید و سماجت های همسایگی او داستان کمی تغییر می کند.

داستان از این قرار است که یک زن ایرانی به نام پروانه در صدد ارتباط برقرار کردن با همسایه خود اوه، بر می آید و در ابتدا با بد اخلاقی های این پیرمرد مواجه می شود اما داستان های جالبی که در طول داستان پیش می آید موجب می شود تا اوه پیرمرد نا امید از زندگی کمی به زندگی برگردد و از حال خوش روزهای پایانی زندگی اش لذت ببرد.

نقد و بررسی ” کتاب مردی به نام اوه “| نوشته فردریک بکمن | ترجمه فرشته افسری | انتشارات آسو

یکی از مهم ترین ویژگی های مثبت مردی به نام اوه پایان داستان است. چرا که پایان بندی درست و غیر قابل پیش بینی یک داستان یکی از مهم ترین دلایل موفقیت یک کتاب به حساب می آید. در پایان داستان اوه از فرزندان پروانه طرز کار با کامپیوتر را یاد می گیرد که همین تغییر مثبت تسلیم شدن اوه را در مقابل عادت های روز مره اش نشان می دهد. همچنین اوه به کمک پروانه بالاخره تصمیم می گیرد تا وسایل سونیا را جمع آوری کند که این حرکت پذیرش مرگ را توسط اوه به عنوان بخشی از زندگی نشان می دهد.

اوه پس از جمع آوری وسایل همسرش از خانه به مرگ به عنوان بخشی از زندگی نگاه می کند و دیگر به دنبال خودکشی نیست بلکه زندگی می کند تا بمیرد. پروانه در این تغییر رفتار و عادات اوه نقش به سزایی داشت و مانند دختر نداشته اوه در روزهای پایانی زندگی این پیرمرد در کنارش بود.

در بخشی از کتاب می خوانیم:

«مرد فربه پشت پلکسی گلاس موهایش را رو به عقب شانه زده و دست‌هایش از بالا تا پایین خالکوبی دارد. اُوه با خود فکر می‌کند همین که مویشان را جوری درست می‌کنند که انگار یک بسته مارگارین رویش خالی کرده‌اند بس نیست، باید بدنشان را هم از ریخت بیندازند؟ تازه، خالکوبی‌هایش هیچ درون‌مایه‌ای هم ندارند، فقط یک مشت نقش‌ونگارند و آیا یک انسان بالغ و سالم به میل خودش با خودش چنین کاری می‌کند؟ با بازوهایی توی شهر دوره می‌افتد که شبیه آستر کت هستند؟

اُوه توضیح می‌دهد: «دستگاهتون کار نمی‌کنه.»

مرد پشت پلکسی گلاس می‌گوید: «نمی‌کنه؟»

«چی نمی‌کنه؟»

«خب… دستگاه… کار نمی‌کنه.»

«اینو که خودم گفتم!»

مرد پشت پلکسی گلاس با تردید نگاه می‌کند.

می‌پرسد: «کارتتون خراب نشده؟ نوار مغناطیسی‌اش کثیف نیست؟»

اُوه قیافه‌ای به خود می‌گیرد که انگار مرد پشت پلکسی گلاس توانایی‌های جنسی‌اش را زیر سؤال برده. مرد پشت پلکسی گلاس ساکت می‌شود.

اُوه اشاره‌کنان به مرد می‌گوید: «محض اطلاع بگم که نوار مغناطیسی کارتم هیچم کثیف نیست.»

مرد پشت پلکسی گلاس با سر تأیید می‌کند. سپس فکر دیگری به ذهنش می‌رسد و سرش را با تأسف تکان می‌دهد. سعی می‌کند به اُوه توضیح دهد که دستگاه «قبلاً سالم بوده.» از نظر اُوه، این کار بی‌ربط است، چون دستگاه در آن لحظه آشکارا خراب است. مرد پشت پلکسی گلاس از اُوه می‌پرسد پول نقد همراهش است. اُوه پاسخ می‌دهد که این موضوع هیچ ربطی به مرد پشت پلکسی گلاس ندارد. سکوت سنگینی حکم‌فرما می‌شود.»

درباره فیلم مردی به نام اوه

فیلم مردی به نام اوه در سال ۲۰۱۶ ساخته شد و به عنوان یکی از فیلم های پر فروش و جذاب سال از نگاه مخاطبان معرفی شد. جالب است بدانید این فیلم یکی از نامزدهای اسکار و به عنوان رقیب فیلم فروشنده اصغر فرهادی معرفی شده است. بسیاری از افرادی که پس از خواندن یک کتاب علاقه ای به دیدن فیلم آن ندارند با دیدن این فیلم دید خود را تغییر دادند چرا که هانس هولم نویسنده و کارگردان موفق این فیلم با هوشیاری هر چه تمام تر کتاب را به گونه ای به تصویر کشیده که هیچ مخاطبی از دیدن آن پشیمان نشود.

کتاب مردی به نام اوه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب مردی به نام اوه فضای خاصی دارد که همزمان می‌تواند احساس غم و شادی را در شما بیدار کند. اگر کتابی با داستان پردازی قوی و محکم دوست دارید و در عین حال از طنز پنهان در لایه‌های داستان لذت می‌برید، کتاب مردی به نام اوه شما را سرحال میاورد.

درباره‌ی فردریک بکمن

کارل فردریک بکمن نویسنده و وبلاگ‌نویس سوئدی‌ست که در دوم ژانویه ۱۹۸۱ در استکهلم به دنیا آمده است. پیش‌ترها شهرت بکمن در سوئد به‌خاطر وبلاگ‌نویسی بود. او برای روزنامه‌های مختلف مقاله می‌نوشت و همکاری‌اش را با مجله مترو هم شروع کرد.

در سال ۲۰۱۲ کتاب مردی به نام اوه را نوشت که همان سال بیش از ۶۰۰ هزار نسخه از آن فروش رفت. این کتاب در حال حاضر به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده، رتبه اول پرفروش‌های سوئد و نیویورک تایمز را از آن خود کرده و فیلم برگرفته از کتاب با همین نام در ۲۰۱۶ در سینماهای جهان اکران شد. او با همسر ایرانی خود دو فرزندش ساکن سوئد است. از آثار دیگر او می‌توان به تمام آنچه پسر کوچولویم باید درباره دنیا بداند، مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است، بریت ماری اینجا بود و شهر خرس‌ها اشاره کرد.

مشخصات کتاب

کتاب مردی به نام اوه

نویسنده: فردریک بکمن

ترجمه: فرشته افسری

انتشارات: آسو

تعداد صفحات:۳۹۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *