Blog

کتاب خشم و هیاهو

خشم و هیاهو, کتاب خشم و هیاهو, انتشارات آسو

خشم و هیاهو, کتاب خشم و هیاهو, انتشارات آسو

در رمان خشم و هیاهو فروپاشی خانواده کامسپون مضمون اصلی داستان است و همچنین ماجرای آن در بستر بزرگ تری در باره فروپاشی جنوب ایالات متحده بعد از دوران بازسازی (دورهٔ تاریخی ۱۸۶۵ – ۱۸۷۷ و بعد از جنگ داخلی آمریکا که جنوب بار دیگر به لحاظ سیاسی و اقتصادی بازسازی شد و به ایالات متحده آمریکا بازگشت) می باشد خانواده ای کهن و قدیمی که اثرگذاری، شکوه و جلال خود را از دست داده است. این را می توان برای مثال در جای که زمین بنجی به فروش می رود تا مخارج تحصیلی کوئتین در هاروارد تامین شود دید. مزرعه خالی که زمانی پر از حیوانات گوناگون بوده است و تنها این دیلسی خدمتکار آفریقایی-آمریکایی است که خانواده کامسپون به هر طریقی هم شده برقرار می ماند. دیسلی همانطور که می گوید خودش تمام فرزندان این خانواده را من جمله کوئتین دختر کدی را بزرگ کرده است.

در منطقه ای نژادپرستی در آن ریشه دیرینه دارد و اکثر خانواده های سفید پوست برده دارند، دیلسی سیاه پوست پائین ترین عضو این هرم قدرت که برای عدالت اخلاقی ارزش قائل است و فکر برقرای آن را در سر دارد. به نظر می آید فروپاشی بسیاری از جنبه های گوناگون گذشته این منطقه امر پسندیده ی باشد، گرچه ساختار قدرت هنوز هم متاثر از آن است.

در طول داستان بیشتر شخصیت های سفید پوست نژادپرست هستند که این کثرت آنها قطعاً شوکه کننده بود. اما این امر برای یک خانواده نژادپرست در این زمانه و مکان اجتناب پذیر بود. برای مثال اگر نژد پرستی را شخصیت جنسی در نظر بگیریم شخصیت او فقط شخصیتی تلخ، ضایع و پر از نفرت مبدل می شود.

عامل اینکه او به قضاوت همه غیر خود به پردازد این نژادپرستی و زن ستیزی خود جستین است و همین شخصیت پردازی اوست که نژادپرستی به چالش کشیده می شود.

خانه عاری از عشق بودن دلیل فروپاشی ارزش های جنوبی خانواده کامپسون است. زمانی که عشق تمام این خانواده را در کنار هم نگه داشته است، والدین این خانواده منفعل و سرد هستند، تنها بچه این خانواده (کدی) که به ابراز علاقه به بقیه می پردازد، در نهایت طرد می شود. کوئین گرچه کدی را هم خیلی دوست دارد، اما این عشق از وسواس های فکری و اختلالات عصبی و توجه بیش از حد نشأت می گیرد. مردان داستان هیچکدام عشق واقعی را تجربه نکرده اند، به همین خاطر نمی توانند ازدواج کنند و تشکیل خانواده دهند.

در انتهای داستان تنها کسی که ابراز علاقه می کند دیلسی است. تنها خانواده ای که تحت تأثیر اندیشه نژاد پرستانه قرار نمی گیرد و ارزش های خود را حفظ می کند. او را می توان سمبل امید به بازگردانی ارزش های سنتی جنوبی در یک فرم سالم و مثبت به شمار آورد و داستان خشم و هیاهو با دیلسی به انتها می رسد، که مشعل ارزش های خانواده کامپسون را در دست گرفته و تنها امید حفظ میراث این خاندان است. فاکنر با این عمل اعلام می نماید که ارزش های قدمی و کهن جنوبی مشکل اصلی نیست، بلکه این حقیقت است که خانواده های چون کامپسون این ارزش ها را از بین برده اند و برای شکوه دوبارۀ جنوب باید آنها را دوباره احیا کرد.

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>